در بدخشان لعل اگر از سنگ می آید برون در درون شهر شیراز از در هر خانه ای از سرای قاضی و مفتی و شیخ و محتسب بر سر منبر بوقت وجد رزاقی حلال در درون باغها ز آواز مطرب صبح و شام در چنین شهری به هجر یار و اندوه فراق                     آب رکنی چون شکر از تنگ می آید برون دلبری رعنای شوخ شنگ می آید برون باده های بی غش و گلرنگ می آید برون از سر دستار واعظ بنگ می آید برون وای بلبل با نوای چنگ می آید برون حافظ از خانه چنین دلتنگ می آید برون