نرو بی چتر و بارونی


مثل خوشبختیه عاشق
تا ته قصه بمون پیشم
تو فانوس منی امشب
بری تاریک تر می شم
کجای آسمون صافه
نه این آغاز بی فرجام
نه موندن های بی حاصل
نه رفتن های بی هنگام
به امروز تو محتاجم
به حالی که تو میدونی
هوا بدجوری دلگیره
نرو بی چتر و بارونی...
بمونو آخر قصه
تو دنیای خیالم باش
بمونو روز و شب بامن
پناه ماه و سالم باش
من و تومثله هم عاشق
تو این دنیای بی دردیم
من از تو برنمی گردم
تو از من برنمی گردی...
به امروز تو محتاجم
به حالی که تو میدونی
هوا بدجوری دلگیره
نرو بی چتر و بارونی...


بیا که نوروزه (سیما بینا)

بیا بیا دلبرُوک مو قربون تو شُم دنیا دو روزه
بیا مکن شو روز مُو خورشید مُو صبح نوروزه
دیدی چطور مانند اُو یک سال برفت سال نو اومد
یک سال چونو تندِ برفت که پنِداری همین دیروزه

آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه
 تا آدمی جون دلُم چشمون خُو وَرسُوزه
بینه که قد تو کمُون و پشت مو قوزه

بیا بیا اَفتُو غروب شد پشکوه کم کم او شُو شد
بیا که باز سر زد ز کوه ماه همچونو یکهو مَهتُو شد
بُر چه چُنی بر چه چونو این چونی مَبُو دلبروک مو
این جور که میبینی زمونه سال به سال کهنه و نو شد

بیا بیا با هم برم بند دره یا چاره بالا
مگو صبا دیره صبا ورخِه بیا تا برم حالا
در آن دره دور از همه بی همهمه خرم وخندان
دور از شر و شور و شره با شرشر اُو کنم لالا

 

عجیب ولی واقعی

-قدیما هرکی میخولست نماز بخونه از آدم میپرسید قبله کدوم وریه؟حالا هر کی میخاد دیش آنتن شو تنظیم کنه

-تا حالا فکر کردین اگه علی دایی عاقد بود چه ستمی بود آخه تو هر مجلس عروسی جلوی اون همه مهمون باید چند بار از عروس خانوم می پرسید بنده وکی...م؟

در کنار دجله ،سلطان بايزيد/

بود تنها ، فارغ از خيل مزيد /

ناگه آوازي ، زبام كبريا /

خورد بر گوشش ، كه اي شيخ ريا /

ميل آن داري كه بنمايم به خلق /

آنچه داري در ميان كهنه دلق ؟/

تا خلايق ، قصد آزارت كنند/

تير باران ، برسر دارت كنند /

در جوابش گفت :ميخواهي تو هم /

شمه اي از رحمتت ، سازم رقم ؟/

 تا خلايق ، حق پرستي كم كنند /

 از نماز و روزه و حج ، كم كنند /

بازش آمد كردگار اندر سخن !/

ني زما و ني زتو ، ! رو ! دم مزن !!!/