اگه فاصلـــه افتاده

اگه من با خودم سردم

تو کاری با دلم کردی

که فکــرشم نمی کردم

چه آسون دل بُریدی

از دلــی که پای تو گیــره

که از این بدترم باشی

واسه تو نفسـش میره

نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه

همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه

تو رو دستِ خودش دادم

که از حـالم خبــر داره

که حتی از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره

تو امید منی اما داری از دست من میری

با دستهای خودت داری همه هستیمو میگیری

دعا کردم تورو باز هم با چشمی که نخوابیده

مگه میذاره دلتنگی...مگه گریه امون میده

مریضم کرده تنهایی ... ببین حالم پریشونه

من اونقدر اشک میریزم که برگردی به این خونه

حسابش رفته از دستم شبهایی که بیدارم

شاید از گریه خوابم برد....

درها رو باز میذارم....
.
.
.