حضور گم شده ی صد هزار آدم گم

حضور وحشی رنگ

طنین نعره ی مسلول و خنده ی مسموم

طنین دغدغه ، جنگ

یکی به عربده گفت : درود بر آبی

به هر کجا که روی رنگ آسمان آبی ست

به طعنه گفت کسی با غرور و بی تابی

ولی نبود آبی ، خون هیچ کس هرگز

درود بر قرمز

فضای ساده و سبز زمین ازادی

در انفجار صدای ترقه ها در دود

نود دقیقه کدورت نود دقیقه کبود...

در آستانه ی در

غریب و غمزده طفلی کنار وزنه ی پیر

به فکر سنجش وزن هزار نا موزون

و پیر مردی گنگ

تکیده،تشنه،به دنبال لقمه ای روزی

کدام استقلال؟ کدام پیروزی...؟