دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند

 یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد

علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی

 نه محقق بود نه دانشمند چارپاپیی برو کتابی چند

 آن تهی مغز را چه علم و خبر که بر او هیزم است یا دفتر

 علم از بهر دین پروردنست نه از بهر دنیا خوردن

 هرکه پرهیز و علم و زهد فروخت خرمنی گرد کرد و پاک بسوخت

عالم ناپرهیزگار کور مشعله دار است

 ملک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد

پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاج ترند که خردمندان به قربت پادشاهان

 جز به خردمند مفرما عمل گرچه عمل کار خردمند نیست

رحم آوردن بر بدان ستمست بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جورست بر درویشان

سعدی علیه الرحمه