مرد نمیرد به مرگ

ناله به دل شد گره، راه نیستان کجاست

خانه قفس شد به من، طرف بیابان کجاست؟


اشک به خونم کشید، آه به بادم سپرد


عقل به بندم فكند، رخنه‌ی زندان کجاست؟


گفت پناهت دهد، در ره آن خاک شو


آن که شدم در رهش خاک بگو آن کجاست؟


روز به محنت گذشت، شام به غم شد سحر


ساقی گل‌چهره کو، نعره‌ی مستان کجاست؟


در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم


مزرعم آتش گرفت، نم‌نم باران کجاست؟


موج نلرزد بر آب، غنچه نخندد به باغ


برگ نجنبد به شاخ، باد بهاران کجاست؟


خوب و بد زندگی، بر سر هم ریخـتند


تا کند از هم جدا، بازوی دهقان کجاست؟


برق نگه خیره شد، شوق زدل رخت بست


خانه پُر از دود شد، مشعل رخشان کجاست؟


ناله شدم، غم شدم، من همه ماتم شدم


آن دل خرم چه شد، آن لب خندان کجاست؟


ابر سیه شد پدید، باز به چرخ سخن


اختر برج ادب، مرد سخن‌دان کجاست؟


هم‌نظر بوعلی، هم‌قدم بوالعلا


هم‌نفس رودکی، هم‌دم سلمان کجاست؟


مرد نمیرد به مرگ، مرگ از او نام‌جوست


نام چو جاوید شد، مردنش آسان کجاست؟
؟

                                                                    خلیل ا... خلیلی ( شاعر فارسی زبان افغان )